اسمیت بدین نتیجه رسید که این بزرگ به علت این است که ، کارگران که تنها چند وظیفه مشخص را پیش می برند، بیشتر تخصص یافته و در نتیجه موالدیت و مواثریت کاری شان بلند رفته و باعث تولید بیشتر نسبت به آنان که در تمام واحد های تولیدی مصروف هستند می گردد. و بالاخره ثابت نمود که افزایش تخصصی ساختن کار ازطریق پروسه تقسیم کار با عث می گردد کارگران مختلف در پیش برد کار هی مشخص مهارت بیشتر کست کرده، و این عمل سبب افزایش تولیدات و بدست آوردن اهداف سازمانها بصورت مو اثر می گردد.
به اساس نظریه آدم اسمیت دانشمندان مدیریت به این که چطور باید پروسه کار سازماندهی شود تا باعث ایجاد تخصص و تقسیم کار گردیده و در نتیجه باعث افزایش موالدیت و مواثریت فعالیت های کارگران بگردد توجه بیشتر نمودند.
ایف دبلیو تیلرو مدیریت علمی
فرید ریک تیلر(1856-1915) دانشمند مشهور است که تخنیک های تیوری مدیریت علمی را تعریف نمود. تیوری مدیریت علمی عبارت از مطالعه دقیق و سیستماتیک روابط بین کارگر و کار به منظور ایجاد یک طرح جدید برای پروسه کار جهت بلند بردن موآثریت هرچه بیشتر می باشد. تیلر عقیده داشت که، اگر مقدار زمان و تلاش را که کارگر جهت تولید یک واحد محصول بکار می برد از طریق تقسیم و تخصصی ساختن کار کاهش یابد، در آن صورت موآثریت کار افزایش می یابد. تیلر باور داشت که مواثرترین شیوه جهت تقسیم و تخصصی ساختن کار عبارت ازتخنیک های مدیریت علمی می باشد.
او به اساس تجارب و اندوخته خویش بحیث یک مدیر تولیدی در بخش های مختلف چهار اصل عمده را جهت بلند بردن ظرفیت و مو آثریت کار در یک محیط کار ی طرح نمود. که عبارت اند از:
اصل اول-
مطالعه دقیق از شیوه کار که یک کارگر در پیشبرد کار خویش استفاده می کند صورت گیرد، معلومات غیر رسمی که از جریان کار یک کارگر جمع آوری گردد و بعدآ این معلومات با شیوه راهبردی جدید که برای بهترشدن پیشبرد کار مورد مطالعه طرح گریده است مقایسه گردد.
جهت یافتن بهترین روش برای پیشبرد یک کار مشخص بصورت موآثر، تیلر شیوه های متعدد آزمایش نمود. زمان و احساس کارگر دو عامل عمده بود که تیلر با استفاده از بررسی های متعدد ازشیوه بکار گیری کارگرهای متعدد در امورات کاری شان برای بهتر شدن مواثریت کار استفاده نمود که این فعالیت شامل مطالعه دقیق از زمان مورد نظر در پیشبرد کار و ریکارد از جریان کار یک کارگر بود و از این طریق پروسه کاری یک کارگر بصورت دقیق بررسی نموده و بعدآ شیوه های مواثرتر دیگری را جهت پیشبرد کار موردآزمایش پیشنهاد می نمود. که این شیوه ها عبارت از ساده ساختن شیوه کار از طریق و موآظف ساختن هر کارگر برای پیشبرد فعالیت کمتر و مشخص ترو یا تقسیمات فعالیت ها مشخص به افراد مشخص می بود.
و هم چنان تیلر کوشش نمود که جهت علاقه مند شدن بیشتر یک کارگر به کار احساس وی را از طریق های مختلف که شامل تغیر دادن محل کار و یا وسایل کار بود افزایش دهد.
اصل دوم-
تدوین نمودن شیوه های جدید کاری بصورت قوانین کتبی و پروسیجر های استندرد عملیاتی.
زمان که شیوه مواثر تر برای پیشبرد کار تشخیص گردید، جهت تطبیق آن بصورت دوامدار و مواثر باید این شیوه بصورت قانون در آمده تا جنبه عملی خوب تر و مواثر تر را به خود گیرد.
اصل سوم-
انتخاب دقیق و محتاط کار گر برای کار، که توانایی لازم را داشته باشد و ترین نمودن کار گران به منظور ارتقای ضرفیت شان در پیشبر شیوه ها و کار های جدید.
به منظور افزایش تخصصی شدن کار تیلر باور داشت که کار گران باید توانایی های کافی را جهت پیشبرد کارهای جدید و استفاده از شیوهای جدید را پیدا نماید، که بدین منظور آنها بصورت منظم در بخش مربوطه ترین گردیده تا حد اقل توقعات مورد نظر را در بخش مربوده خویش حاصیل نماید، و اگر کارگر قادر به بدست آوردن نتیجه مورد نظر از کارش نمی باشد ، باید به فعالیت دیگر که توانایی پیشبرد خوب تر آنرا دارد تغیر موقعیت نماید.
اصل چهارم-
طرح و ایچاد یک سطح مواثر و عادلانه کارایی برای هر کارگر جهت پیشبرد یک فعالیت مشخص در محیط کار، و بعدآ ایجاد یک سیستم مواثر و عادلانه پرداخت معاشات که باعث تشویق کارگران و افزایش مئولدیت و مواثریت کار گردد.
جهت تشویق کارگران برای به کاربردن آخرین ظرفیت آنان به کار، رشد آنها جهت بدست آوردن هدف مورد نظر، و بکار گیری توانایی های لازم از تخنیک های متخلف کاری در پیش برد امورات کار شان، تیلر باورداشت که باید کارگران از هر فعالیت مواثر خویش باید نفع بدست آوردند. آنها باید انعام داده شوند و یک فیصدی مشخص پاداش از فعالیت مواثر شان در پیش برد کاری باید حاصل نمایند.
فصل دوم
تیوری مدیریت اداری
تیوری مدیریت اداری از چگونگی ایجاد یک ساختار اداری دریک سازمان بحث می نماید.
ساختار اداری؟:
ساختار اداری یا چارت تشکیلاتی عبارت از یک سیستم می باشد که روابط بین صلاحیت و وظیفه را جهت کنترل نمودن کارمندان به منظور بدست آوردن هدف سازمان نشان میدهد.
مکس ویبر پروفیسر روان شناس جرمنی و هینری فیول دانشمند فرانسوی افراد هستند که مهم ترین و پرطرفدارترین نظریه ها را درمودر تیوری مدیت اداری ایجاد کردند.
تیوری بیوکراسی:
مکس ویبر به منظور تقویت صنعتی شدن دولت جرمنی اصول نظریه بیوکراسی را اساس کذاری نمود. بیوکراسی عبارت از طرح ریزی یک سیستم رسمی اداری به منظور بلند بردن مئولدیت و موآثریت دریک سازمان می باشد. نظریه بیوکراسی روی بنچ اصل استوار می باشد ، که عبارت اند از:
اصل اول
در بیوکراسی صلاحیت رسمی یک مدیر باید بر گرفته از موقف اداری وی باشد.
صلاحیت ( عبارت از قدرت است که به منیجر تفویض گردیده تا آن را در مقابل تصیم گیری و یا عمل را که جهت بدست آوردن سازمان اجرا می کند مسئول نگه می دارد). و یا صلاحیت عبارت از قدرت است که به مدیران توان رهنمای کردن و کنترل نمودن زیر دستان را به منظور بدست آوردن هدف سازمان می دهد.
اصل دوم
به اساس این اصل بیوکراسی، موقف اداری باید نظر به توانایی کاری به یک فرد داده شود، نه نظر به موقف و جایگا اجتماعی آن.
اصل سوم
به اساس اصل سوم حدود هر مسئولیت وصلاحیت قانونی و روابط بین موقف های مختلف در یک سازمان باید شفاف واضیح گردد.
اصل چهارم
از صلاحیت ها باید بصورت موآثر استفاده به عمل آید و همجنان موقف ها دریک سازمان باید به تربیب سلسله مراتب تنظیم گردد تا زیر دستان و مدیران مرجع راپور دهی و راپور گیر شان را بدانند.
اصل پنجم
منیجران باید تعریف دقیق از قوانین ، پروسیجر استندارد عملیات و نورم بخواطر کنترل بهتر داشته باشند. تا دچار سردر گومی نگردند.
قانون
عبارت از یک رهنمود رسمی و تحریری بوده که به منظور اعمال و رویداد ها که بخواطر بدست آوردن هدف مشخص سازمان صورت می گیرد استفاده می شود
پروسیجر استندر عملیات: عبارت از یک رهنمود تحریری و رسمی بوده که به منظور اجراآت کاری در بخش های مشخص وضیفوی بکار برده می شود.
نورم: عبارت از یک قاعده غیر تحریر و رسمی بوده که توضیح می دارد جطور کارمندان در موارد مشخص اجراآت نمایند.
اصول مدیریت فییول :
هم زمان با ویبر جرمنی دانشمن ددیگر فرانسوی بنام هینری فیول(1841-1925) به منظور بلند موآثریت کاری در یک سازمان چهارده اصول مدیریت را تو سعه داد که عبادت اند از:
اول- تقسیم کار:- تخصصی ساختن و یاتقسیم موآثریت کار بیشتر می سازد ، بخصوص زمان که منیجران به تقاضای کارمندان گوش فرا دهند.
دوم- صلاحیت و مسئولیت:- منیجران حق داشتن صلاحیت را جهت اداره نمودن زیردستان شان را داشته و همچنان درمقابل کارکرد های شان باید مسثئل باشند.
سوم- فرماندهی واحدد:- به اساس این اصل یک کارمند باید از طریق یک سوپروایزر اداره گردد. ویا به عباره دیگر جهت مدیریت بهتر باید فرماندهی واحد برای زیردستان وجود داشته باشد.
چهارم- حدود صلاحیت: حدود صلاحیت مدیران به صورت منظم از بالا به پایین بصورت شفاف واضیح گردد.
پنجم- مرکزی ساختن:- به اساس این اصل صلاحیت نباید فقط در موقف های بلند سازمان متمر کز باشد، بل صلاحیت به صورت عادلانه تقسیمات گردد.
ششم- هدایت واحد:- به اساس این اصل مدیران و کارگران به منظور بدست آوردن هدف سازمان بصورت موآثر باید دارای یک پلان کاری واحد باشند.
هفتم- مساوات:- تمام اعضای یک سازمان باید از حقوق و احترام مساوی بر خوردار باشند.
هشتم- نظم:- ترتیب موقف ها به شکل باید تنظیم گردد که موآثریت کاری به حد اعظم خویش رسیده و کار مندان از فرصت های دست داشته خویش باید راضی باشند.
نهم- خلاقیت:- منیجران باید کارمندان را تشویق به خلاق بودن نموده و زمینه را طور ی مساعد سازند تا کارمندان بیشتر مبتکر و خلاق باشند.
دهم- پاداش دهی کارمندان:-مکافات و مجازات به شکل باید صورت گیرد هم به نفع کارگران باشد و هم به نفع سازمان.
یازدهم- ثبات کارمندان:- به اساس این اصل باید تلاش صورت گیرد که از ترک نمودن وظایف توسط کارمندان جلوگیری صورت گیرد. زیرا هرقدر کارمندان دارای ثباری کاری باشند به همان اندازه به نفع سازمان می باشد.
دوازدهم- دیسیپلین:- محیط کار و شرایط کاری در سازمان به شکل باشد که کارگران تلاش نهایی خودرا جهت بدست آودردن هدف سازمان به خرج دهند.
سیزدهم- یک جا نمودن علایق شخصی با هدف سازمان:- به کارمندان باید روحیه داده شود که نفع شخصی آنها موازی به نفع عمومی سازمان می باشد. و یا بدست آمدن هدف سازمان مساوی به بدست آوردن هدف شخصی کارمندان می باشد.
چهاردهم- ایجاد حس گروپی: مدیران باید روحیه همکاری را بین کارمندان ایجاد نموده تا آنها به شکل تیمی در برآورده ساختن هدف سازمان تلاش نمایند.
فصل سوم
تیوری مدیریت رفتاری
تیوری مدیریت رفتاری تاکید بر این دارد تا چطور مدیران ازطریق برخوردها و رفتار شخصی شان با زیردستان، آنان تشویق و ترغیب می نماییند تا موآثریت کارایی شان را بلند برده و متعهد به بدست آوردن هدف سازمان گردد.
کارکردهای ماری پارکر فولیت
اگر فریدریک تیلر به عنوان پدر منجمنت شناخته شود پس ماری پارکر فولیت(1868-1933) عنوان منحیث مادر منچمنت شناخته می شود. تو جه بیشتر ماری به مدیریت و منابع بشری دریک سازمان عکس العمل در مقابل نوشته های تیلر است که توجه کمتر به منابع بشری در یک سازمان داشت.
به عنوان مثال تیلر جهت ارزیابی وظایف کارگران زمان و تخصص را معیار می پنداشت، درحالیکه ماری اعا نمود که کارگران خود آگاهی بیشتر از وظایف شان دارند، بنا آ آنها باید خود شان در ارزیابی کارهای شان سهیم باشند و مدیران باید آنهار را تشویق به سهم گرفتن در پروسه توسعه کارهای شان بنمایند.
فولیت پیشنهاد نمود، درصورت کا کارگران دانش بیشتر به کارها داشته باشد بهتر که خود شان در پروسه کنترل کار سهیم بوده تا اینکه کارهای شان از طریق مدیران کنترل شود و منیجران باید به عنئوان مربی و تهیه کننده سهولت برای کارگران عمل نمایند نه به عنوان یک مدیر و یا سوپر وایزر.
او همچنان از نظریه کراس فنکشن (مدیران از بخش های مختلف باید جهبت تصمیم گیری باهم تشریک مساعی نمایند با پروسه تصمیم گیری کوتاه و موآثر گردد) دفاع نمود. این عبارت از نظریه است که امروز قویآ روی آن تاکید می گردد.
او مثل سائیر نظریه پردازان امروزمنجمنت بدین باور بود که، قدرت و صلاحیت عبارت از مایع است که باید به کسی که بهترین کمک و تلاش را برای بدست آوردن هدف سازمان انجام میدهد جریان کند.
فولیت برعکس فییول باورداشت که سلسله قدرت و صلاحیت باید به شکل افوقی باشد نه به شل عمودی.
مطالعه هادورن و روابط منابع بشری
مطالعه هادورن:- عبارت از مطاله می باشد که چطور رفتار و برخورد مدیران ویا شیوه رهبری آنها سطح کارایی کارگران را متآثر می سازد.
روابط بشری:- از نظریه دقاع می کند که به اساس آن سوپروایزر ها باید قسم تیرین شوند تا زیردستان شانرا طور اداره نماییند که قوه تشریک مساعی در آنها ایجاد شود تا ازین طریق مئولدیت و موآثریت کاری در سازمان بلند برود.
تیوری ایکس و تیوری وای
بعد از جنگ دوم جهانی نظریه های متعدد در مورد اینکه چطور رفتار کارگران تاثیر بر رویه و رفتار مدیران به جا می گذارند بوجور آمده است که مهم ترین آنها عبارت از تیوری ایکس و تیور وای می باشد که توسط دوگلاس مک گریگور بوجود آمد. که این دو تیور عبارت دوفرضیه متفاوت در مورد رفتارهای کار گران می باشد.
تیوری ایکس:- عبارت از یک فرضیه منفی در مورد کارگران می باشد. به اساس این تیوری مدیران باید نظارت دقیق از کارگران داشته باشد تا هدف موئسسه به صورت موآثر بدست آید.
تیوری وای:- عبارت از فرضیه مثبت در مورد کارگران می باشد. به اساس این تیوری مدیران باید زمینه را ایجاد نماید که کار گران بیشتر متعهد به بدست آوردن هدف سازمان گردد. و هم چنان وظیفه مدیران این است که فرصت برای کار گران ایجاد نمایند تا آنها بیشتر تشویق به رهنمای-خودی گردیده و خلاق و مبتکر باشند.
تیوری ایکس | تیوری وای |
بطور اوسط کارگران فطرتآ تنبل ، کم علا قه به کاربوده و تلاش می نمایند که سطح فعالیت شان بسیار پایین باشند | کارمندان ذاتآ تنبل نبوده، بنآ زمینه طور برای ایشان ایجاد گردد تا آنها بیشتر فرصت به کارانداختن توانایی های شانرا جهت بدست آوردن هدف سازمان را دشته باشند |
بخواطر اطمینان یافتن از پیشبرد کارها به شکل موآثر مدیران باید بصورت دفیق نظارت از کار گران نمایند | جهت ایجاد تلاش به منظور رسیدن به هدف سازمان ، مدیران موآظف اند تا شرایط را دز سازمان ایحاد نمایند که کارمندان بیشتر مبتکر و خلاق باشد |
بخواطر کنترل بهتر کارکنان ، مدیران باید قواعد مو مقررات جدی را وضع نمایند هم چنان یک سیستم خوب جهت مکافات و مجازات برای کار گران ایجاد گردد | تقسیم صلاحیت ها به صورت عادلانه بین کارمندان صورت گیرد و یا به عباره دیگر تمرکز صلاحیت باید از بین رفته و اطمنان حاصیل گردد که کارگران منابع کافی برای بدست آوردن هدف سازمان دردست رس دارند |
فصل چهارم
تیوری علم مدیریت
تیوری علم مدیریت یکی از شیوه ها و میتودهای معاصر بوده که توجه بیشتر به تخنیکهای متعدد مقداری نموده که با استفاده از آن مدیران سطح استفاده از مواد را برای تولید اجناس و خدمات به حداعظم می رسانند.
تیوری علم مدیریت در واقع شکل گسترش یافته تیوری مدیریت علمی می باشد که با توجه بیشتر به شیوه ها مقداری برای ارزیابی کارگران و بلند بردن مواثریت در سازمان می باشد
شاخه های متعدد از تیوری علم مدیریت وجود دارد که هرکدام آن موظوعات مشخص را درنظر می گیرد. فرضیه های که تیوری علم مدیریت روی آن تکیه نموده اند قرار ذیل است:
الف- مدیریت مقداری:
تیوری مدیریت مقداری عبارت از درنظر گرفتن ویا استفاده نمودن از تخنیک های مختلف ریاضییکی از قبیل پروگرامها ی خطی، نمونه گیری و گروب بندی اعداد و ارقام جهت آسان ساختن پروسه تصمیم گیری توسط مدیران می باشد. مثلآ چه مقدارمواد در فصل های مختلف سال گدام شود، چطور سرمایه سازمان به شکل مئواثر و مناسب سرمایه گذاری شود و کدام موقعیت بهترین جا برای کمپنی می باشد... وغیره.
ب- مدیریت عملیاتی:
عبارت از تخنیک های می باشد که بااستفاده از آن مدیران توانایی بهتر تحلیل وارزیابی از بخش های متخلف پروسه تولید را پیدا نموده و مواثریت تولید را بالا می برند.
ج- مدیریت کیفی:
مدیریت کیفی عبارت از مدیریت است که توجه بیشتر به مواد خام ، پروسه تبدیل آن به محصول، و محصول کارتمام جهت بلندرفتن مواثریت می نماید.
سیستم مدیریت معلوماتی
عبارت از طرح یک سیستم می باشد که مدیران در جمع آوری معلومات از داخل و خارج سازمان کمک نموده و باعث بلند بردن مواثریت در یک سازمان می گردد
فصل پنجم
تیوری محیط سازمانی
محیط سازمانی
محیط سازمانی عبارت از عوامل و قوه که های بیرون از سازمان می باشد که روی توانایی و عمل کرد مدیران چهت استفاده مواثر از منابع تاثیر دارد
تیوری محیط سازمانی تاکید بر نقش محیط سازمانی بالای عمل کرد مدیران نموده و شامل دوتیوری عمده بوده که عبارت اند از:
الف- نظریه سیستم باز
ب- تیوری احتمالات
الف نظریه سیستم باز:- عبارت از سیستم می باشد که به اساس آن منابع از خارج سازمان گرفته شده و درداخل بعد ازانجام پروسه تولید به اجناس و خدامات مبدل شده و دوباره به خارج از سازمان جهت فروش به مشتریان عرضه می گرد.
تیوری احتمالات:- تیوری احتمالات عبارت از نقطه قوت دیگرد می باشد که در علم مدیریریت درسال 1960 توسط تام برنس و جی ام استاکر در بریتانیای کبیر و پاول لاورینس و جی لورچ در ایالات متحده امریکای ایجاد گردید.
به اساس تیوری احتمالات ، ساختار سازمانی و سیستم کنترول که مدیران انتخاب می کنند متاثر از از مشخصات محیط بیرونی بوده که در خارج از سازمان عمل می نماید.
پس نظر به تیوری احتمالات مشخصات محیطی بالای تواناییهای مدیران در ارتباط به استفاده از منابع تاثیر می نماید. ویا به عباره دیگر اینکه چطور مدیران یک ساختار اداری را طرح می نماییند و یا یک سیستم کنترل را قبول می کنند که باعث تشویق ور هنمایی کارگران می گردد وابسته به احمتال که آنها از شاخصه های محیطی دارند می باشد.
عمده ترین شاخصه محیطی سازمان که بالای تواناییهای مدیران درارتباط به استفاده از منابع تاثیر گذار می باشد ، عبارت از درجه تحول و یا تغییر این شاخصه است. این تغیرات شاخصه شامل تحول در تکنالوژی که باعث ایجاد یک تولید جدید می گردد که در نتیجه تولید قبلی کهنه شده و شامل استفاده نمی گردد، داخل شدن یک رقیب جدید در بازار، و غیر ثابت بودن وظعیت اقتصادی.
بصورت عموم، به هر اندازه که شاخصه های محیطی تحول کند به همان پرابلم ها استفاده از منابع از تحول نموده و به همان اندازه مدیران باید شیوه های جدید تری را جهت اداره کارمندان و استفاده از منابع روی دست گیرند تا مواثریت را موازی با تغییرات محیطی بلند ببرند.
اینکه " هیچ راه و یاشیوه واحد جهت طرح ریزی و کنترل یک سازمان وجود ندارد" مهم ترین پیام تیوری احتمالات می باشد. و آن عبارت از یک جا شدن و یا بهم پیوستن بخشهای مختلف تیوری ها مدیریت و ستایل رهبری می باشد.
برن و ستاکر دو شیوه اساسی را برای مدیران پیشنهاد نموده که به اساس آن مدیران می توانند کنترل و سازماندهی را بادرنظرداشت شاخصه های بیرونی به شکل مواثر اجرا نمایند. که عبارت اند از:
الف- ساختارمیکانیزمی
ب- ساختار عضوی
در ساختار میکانیزمی :- صلاحیت مرکزی بوده، چارت تشکیلاتی و ارتباتاط به عمودی صورت گرفته و نظارت دقیق باید از کارمندان صورت بگیرد تا مواثریت رد یک سازمان بلند برود.
در ساختاری عضوی:- صلاحیت به شکل غیر مرکزی بوده ارتباتاط به افوقی صورت گرفته و تصامیم به شکل کراس دیپارتمنت صورت می گیرد.
