WELCOME TO SAPAND WEBSITE دڅپاند ویبپاڼه ته ښه راغلاست

نظارت ، كنترل و ارزيابي ( 1 )

 مقدمه

     صاحب نظران اداره سازمان ها مي گويند : اگر نمي توانيد چيزي را اندازه گيري كنيد ، فراموشش نماييد . يعني اگر مديريت نتواند نشان دهد كه : چه كاري انجام مي شود ؟ چگونه انجام مي شود ؟ به وسيلة چه كساني  و به چه منظوري انجام مي شود ؟ آيا منطبق با برنامه ها و در جهت كسب هدف انجام مي شود ؟ آيا فعاليت ها قابل اندازه گيري هست ؟ ( 1 )

          هر سازماني جهت تحقق اهدافي موجوديت مي يابد . و رفتار افراد شاغل در آن تابع موازين و مقرراتي است . و محقق شدن اهداف نيز در گرو رفتار درست افراد در راستاي اجراي برنامه ها مي باشد . لذا اجراي صحيح برنامه ها و رفتار مطلوب کارکنان وظيفه سنگين و کليدي است که بايستي از طريق مراقبت دقيق و مستمر فرآيند کار ، مقايسه وضع موجود با وضعيت مطلوب و اصلاح و بهبود حاصل گردد .

           يکي از وظايف اساسي مديريت ؛ نظارت ، کنترل و ارزيابي است که بدون آن تحقق اهداف مديريت امکان پذير نخواهد بود . به طوري که بدون توجه به اين جزو ، ساير اجزاي مديريت ، مثل ؛ برنامه ريزي ، سازماندهي و هدايت نيز ناقص بوده و تضميني براي انجام درست آن ها وجود ندارد . در حقیقت زمانی که یک برنامه تهیه شد و برای اجرای آن سازماندهی به عمل آمد و رهبری و هدایت آن مشخص شد ، انتظار این است که هدف های برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه ، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی اهداف تعیین شده می باشد . گاهی ممکن است حتی جزئیات برنامه به صورت دقیق اجرا گردد اما جهت گیری کلی در اجرای برنامه دارای انحراف بوده و ما را از هدف دور سازد . اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست صورت می گیرد و در صورت مشاهده انحراف ، اقدام لازم برای تصحیح آن به عمل می آید ، نیازمند فرآیندی است که آن را نظارت و کنترل می نامند. ( 2 )

          شايد به جرئت بتوان ادعا کرد انجام هيچ فعاليتي در سازمان قرين توفيق نخواهد بود مگر اين که کنترل و ارزيابي هاي لازم نسبت به آن  به عمل آمده باشد . به کمک کنترل است که مديريت نسبت به نحوه تحقق هدف ها و انجام عمليات آگاهي يافته و قدرت پي گيري و عند الزوم سنجش و اصلاح آن ها را پيدا مي کند. کنترل و ارزيابي ابزار کار مديران در رده هاي مختلف سازماني از مراتب عالي تا رده هاي سرپرستي است و لزوم آن را در مراتب مختلف به سادگي مي توان احساس کرد . سازمان بدون وجود يک سيستم موثر کنترل در تحقق ماموريت هاي خود موفق نبوده و نمي توان از منابع خود به درستي استفاده کند . ايجاد فرايند کنترل و ارزيابي به تفکر خلاق نياز دارد، چه سوال هايي بايد پرسيده شود ؟ چگونه مي توان به پاسخ آن ها دست يافت ؟ ارزيابي و کنترل همچنين به توجه دقيق و تفصيلي درباره روش ها و شيوه تحليل اطلاعات نياز دارد . ( 3 )

           بنابراين اين نظارت بر عملكرد و اداره منابع انساني سازمان ها ضرورت يافته و عنوان برنامه رسمي و منظمي كه جهت سنجش       هزينه ها ، منافع اداره سازمان ها و امور كاركنان تنظيم شده و امكان مقايسه كارآيي و اثربخشي سازمان و كاركنان را با برنامه ها و عملكرد گذشته سازمان تعريف مي نمايد . منظور اساسي از نظارت و سنجش برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها و افراد ، تدارك اطلاعات جهت بازخورد و در نهايت بهبود امور كاركنان است . ( 1 )

          شايد مهم ترين مسئله ای که وجود کنترل را ضروری می سازد ، آن است که پيش بينی ها و برنامه های عملياتی در سازمان همواره با درصدی از خطا توام است و برای رفع اين خطاها و اصلاح عمليات ، کنترل تنها راه چاره است . ( 4 ) گر چه ضرورت و اهميت انجام نظارت ، کنترل و ارزيابي برنامه ها ، فعاليت ها و افراد بر کسي پوشيده نبوده و باوري است فراگير ، اما ؛ همان گونه که در مطالب فوق نيز مشاهده  مي شود ، بعضي بين مفاهيم مذکور تفاوتي ( شايد هم با اغماض ) قايل نشده و حتي هم معني و مترادف به کار        مي برند . در اين نوشتار سعي بر آن خواهد بود که علاوه بر نقل تعاريف مختلف نتيجتاً به ارايه مرز بندي ما بين آن ها ( نظارت ، کنترل و ارزيابي ) بپردازيم .

 نظارت  Supervision

 معني لغوي نظارت

          اصطلاح نظارت ( supervision   ) از دو كلمه لاتيني ( super ) به معناي بالاي ، بالاي سر ، در بالا و ( videre  ) به معني مواظب بودن ، نگاه كردن ، مراقبت كردن ، بر كسي نظارت كردن و مشاهده كردن تركيب يافته است . بعدها به تدريج در زبان انگليسي كلمه videre به « vision » تبديل شد و  supervision  تلويحاً به شاهداني اطلاق گرديد كه توام با بينش ، دانش و آگاهي باشند .      ( 20 )

             دكتر محمد معين نيز واژه نظارت با فتح نون و كسر نون در فرهنگ فارسي خود به تفكيك چنين معني كرده است :

نظارت ( با فتح نون ) : عمل ناظر و مقام او ، مراقبت در اجراي امور ، ...

نظارت ( با كسر نون ) : زيركي ، فراست ، نظر كردن ، نگريستن ، نظر ، نگرش . ( 21 )

             در تاريخ تعليم و تربيت اسلام کلمه نقابت به معني سرپرستي ، پاسداري و نگاهداري جامعه معلمان ذکر شده است . لغت نامه آموزش و پرورش نظارت در امور آموزش را به معناي کنترل کردن آورده است که روند امور در حال اجرا ارزشيابي مي شود تا اطمينان حاصل شود که مطابق با طرح و دستور العمل پيشرفت مي نمايد . ( 24 )

             مفهوم نظارت در معناي عام ، وسعت و شمول گسترده اي دارد . تمام سازمان ها ، اعم از بزرگ و پيچيده تا كوچك و سالم ، دولتي و غير دولتي ، صنعتي يا آموزشي و انتفاعي و غير انتفاعي ، براي دستيابي به اهداف خود به نظارت و راهنمايي در امر مديريت نياز دارند . معمولاً در اين معنا اصطلاح نظارت مترادف با كنترل به كار برده مي شود . شايد دليل اصلي اين صاحب نظران عام سازمان و مديريت ، ارتباط و وابستگي بسيار نزديك هر دو مفهوم براي كاربردي يگانه باشد . كنترل غالبا ً معناي ضمني نامطلوبي دارد ؛ زيرا به نظر مي رسد اعمال كنترل آزادي عمل فردي را تهديد مي كند . حال آن كه نظارت با در نظر گرفتن جوانب اساسي روابط انساني در سازمان ، تلويحاً بر آن است تا حرمت و شان و مقام انسان در سازمان را نيز مد نظر و توجه قرار دهد . ( 20 )

 

 

تعريف نظارت   

            نظارت در معني و مفهومي مستقل از كنترل كمتر تعريف شده است و در بيش تر تعاريف موجود همواره نظارت را هم معني و مترداف با كنترل مورد توجه قرار داده اند . در اين جا به بعضي از تعريف ها كه نظارت در معني و مفهومي ( تقريباً ) غير از كنترل در نظر گرفته اند ؛ اشاره مي شود .

1 -  نظارت : مراقبت مستمر بر اجراي امور با نگاه دقيق و زيربينانه در خصوص آنچه انجام گرفته و آنچه بايد انجام مي گرفت ( انطباق عملكرد با وظائف ) . ( 17 )

2- نظارت كوششي است كه مدير در جهت تطبيق عمليات با برنامه انجام مي دهد تا ميزان صحت و سقم فعاليت ها را بدست آورد . در نظارت موارد زير مورد توجه قرار مي گيرد :

نظارت ، عمليات و برنامه را با يكديگر تطبيق مي كند .

نظارت ، ميزان سلامت يا بيماري دستگاه و فعاليت ها را مشخص مي سازد .

نظارت ، توان واحدهاي مختلف را در انجام كارها بيان مي دارد .

نظارت ، مقدار پيشرفت عمليات و فاصله آن را تا هدف روشن مي نمايد .

نظارت ، لزوم هدايت خواهي و ظرفيت هدايت پذيري را بدست مي آورد .

3- نظارت چيزي نيست جز ارسال پيام هايي كه به طور موثر رفتار گيرنده پيام ها را تغيير دهد . ( 17 )

4- نظارت فرق بين ثمر بخش و كوشش بي ثمر را بيان مي كند . ( 17 )

5- نظارت عبارت است از اينكه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 17 )                 

6 - نظارت استصوابي : مراقبت داشتن ناظر بر اقدامات متولي و تصويب كردن اعمال وي پيش از اجراي آن ، بدين صورت كه متولي پيش از اقدام به هر عملي با ناظر مشورت مي كند و در صورت موافقت وي عمل مي نمايد و متولي بدون موافقت ناظر نبايد به هيچ كاري اقدام بكند . ( 15 )

6 -  نظارت اطلاعاتي : مراقبت داشتن ناظر بر اعمال متولي است در امور وقف ، بدين صورت كه از اقدام متولي آگاه گردد و ليكن تصويب اعمال متولي از طرف ناظر لازم نيست . ( 15 )

7- نظارت و كنترل به معني بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات با مقايسه وضع مطلوب و تغيير و تصحيح عمليات به منظور جلوگيري از انحراف از تحقق اهداف سازمان است .  ( 10 )

8- نظارت كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها با مقايسه با وضع مطلوب نظارت ناميده       مي شود كه مقدم بر كنترل و به عبارتي مهم تر از آن مي باشد به همين دليل با نظارت هاي درست و مستمر ، شايد به اعمال كنترل نيازمند نباشيم .    ( 10 )

11- نظارت فرايند كسب آگاهي از عملكرد واقعي و مقايسه آن با اهداف و عملكرد مطلوب و تصحيح اشتباهات و انحرافات مي باشد .     ( 11 )

12- نظارت را به مفهوم مقايسه عمليات انجام شده ، با معيارهاي تعيين شده در هر سازمان گفته اند تا از اين طريق بتوان به اقدامات اصلاحي و به موقع براي جلوگيري از اشتباهات و انحرافات دست زد . ( 19 )

13 -  نظارت عبارت است از اين كه نظام در زمينه هدف هاي مورد نظر از انحراف حفظ شود . ( 15 )

14 -  وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي به دست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و          طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . ( 15 )

15- نظارت فرايندي است كه راهنماي تعليماتي از طريق آن به جمع آوري اطلاعات در باره فعاليت هاي آموزشي ، پرورشي و اداري مديران و معلمان در محيط هاي آموزشي مي پردازد . منظور چنين اقداماتي ، مطالعه وضع موجود مدارس ، تعيين ميزان پيشرفت امور و مقايسه آن با وضع مطلوب مي باشد كه بوسيله مشاهده ، مصاحبه و مشورت با كاركنان مدرسه ، دانش آموزان و اولياي آنان عملي      مي گردد . چنانچه در برسي ها و مقايسه ها ، كاستي ها ، مشكلات و يا انحرافاتي مشاهده گردد با اتخاذ تدابير مقتضي سعي مي شود كه فعاليت هاي مختلف به طرف وضع مطلوب سوق داده شوند . ( 32 )

16 – نظارت : حمايت ، هدايت و تقويت افراد در مسير رشد ( حرفه اي – سازماني ) و كنترل فعاليت ها در جهت نيل به هدف هاي سازمان و بهبود مديريت . ( 36 )

 

كنترل   Control

 

معني لغوي کنترل

            در فرهنگ انگليسي به فارسي آريانپور واژه   control  چنين معني شده است : كنترل كردن ، نظارت كردن ، تنظيم كردن ، بازرسي ، كنترل ، بازبيني ، كاربري . ( 23 ) همچنين در فرهنگ فارسي معين به معني بازرسي و تفتيش آمده است . ( 21 )

 

تعريف کنترل

تعاريف‌ متعددي‌ از كنترل‌ ارايه‌ گرديده‌ كه‌ در ذيل‌ به‌طور مختصر به‌برخي ‌از آن‌ها اشاره‌ مي‌گردد .

1 - كنترل‌ يعني‌ بررسي‌ اين‌ كه‌ همه‌ چيز بر طبق‌ قوانين‌ و دستورهايي‌ كه‌ قبلا تعيين‌شده‌ بود، انجام‌ مي‌شود يا خير  .

2 - كنترل‌ فرايند حصول‌ از تحقق‌ كارآمد اهداف‌ سازمان‌ است‌ .

3 -  كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توجه‌ به‌نتايج‌ كار ( بازخورد ) و پي گيري‌ براي‌ مقايسه ‌فعاليت‌هاي‌ انجام‌ شده‌ با برنامه‌ها و اعمال‌ اصلاحات‌ مقتضي‌ در مواردي‌ كه‌ ازانتظارات‌ انحرافي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ .

4 - فراگرد كنترل ‌، ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌ هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند ومديران‌ را قادر مي‌سازد انحراف‌ از برنامه‌ را به‌هنگام‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌اصلاحي‌ را به‌عمل‌ آورند .

5 -  كنترل ‌، تلاش‌ منظمي‌ در جهت‌ رسيدن‌ به‌اهداف‌ استاندارد ، طراحي‌ سيستم‌ بازخورد اطلاعات ‌، مقايسه‌ي‌ اجزاي‌ واقعي‌ با استانداردهاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ وسرانجام ‌، تعيين‌ انحرافات‌ احتمالي‌ و سنجش‌ ارزش‌ آن ها بر روند اجرايي‌ است‌ كه‌حداكثر كارآيي‌ را در بر مي‌گيرد .    

6 - نظارت‌ و كنترل‌ به‌معني‌ بازديد و مراقبت‌ از طرز پيشرفت‌ اجراي‌ عمليات‌ درمقايسه‌ با وضع‌ مطلوب‌ و تغيير و تصحيح‌ عمليات‌ به‌منظور جلوگيري‌ از انحراف‌ ازتحقق‌ اهداف‌ سازمان‌ آموزشي‌ است‌ .

7 - كنترل‌ عبارت‌ است‌ از حصول‌ اطمينان‌ از اجراي‌ درست‌ برنامه‌ها . ( 5 )

8 – فايول کنترل را در معناي روش يا وسيله اي به کار مي برد که صحت انجام امور را طبق طرح و نقشه مصوبه و تصميمات متخذه ، احکام صادره و اصول مستقر بررسي نمايد . فايول براي يک کنترل موثر در معناي فوق تحقق چهار شرط را لازم مي پندارد .

اول اين که کنترل با سرعت توام باشد ، دوم پي گيري گردد ، سوم اين که ضمانت اجرا داشته باشد و بالاخره چهارم اين که حاوي تدابير و مقرراتي باشد که از تکرار انحرافات جلوگيري نمايد . ( 6 )           

9 – کنترل عبارت است از مطابقت مراحل مختلف عمليات با اهداف از پيش تعيين شده و حصول اطمينان از پيشرفت مطلوب امور        مي باشد . ( 7 ) 

10 -  کنترل فعاليتي است که ضمن آن عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده مقايسه مي شوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آن چه بايد باشد و آن چه هست به رفع و اصلاح آن ها اقدام شود .

11 -  کنترل عبارت است از فعاليتي منظم که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند .  ( 8 ) 

12 – کنترل فرآيندي است که مدير از طريق آن ، تطابق عمليات انجام شده را با فعاليت هاي برنامه ريزي شده مي سنجد . ( 9 )

13- كنترل به معناي حفظ و اصلاح موازيني كه مظهر عمليات مطلوب است به كار رفته است ، اين موازين ممكن است محسوس و يا نامحسوس ، مبهم يا مشخص باشد . ( 15 )

14- كنترل عبارت است از يك كوشش منظم در ايجاد ضوابط عملياتي بر اساس اهداف برنامه ، جهت طراحي يك سيستم باز اطلاعاتي به منظور مقايسه عمليات انجام يافته با استانداردهاي از پيش تعيين شده كه در صورت وجود انحراف ميزان آن مشخص شود و در نتيجه هر نوع اقدام انجام گيرد تا اطمينان حاصل گردد كه منابع به موثرترين شكل در نيل به اهداف سازمان به كار گرفته شده است .    ( 15 )

15- كنترل عبارت است از توجه به نتايج كار و پيگيري براي مقايسه فعاليت هاي انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضي در مواردي كه از انتظارات ، انحرافي صورت گرفته است . ( 15 )

16 - كنترل تلاشي است منظم جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده ، تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . (15 )

17 - وظيفه مديريتي نظارت عبارت از سنجش و اصلاح عملكرد براي بدست آوردن اين اطمينان است كه هدف هاي سازمان و طرح هاي اجرايي آن با كاميابي به انجام رسيده است . نظارت وظيفه هر مدير از رياست عالي مؤسسه تا سرپرست و مديران پايه است . ( 15 )

18- كنترل عبارت است از فعاليتي منظم كه ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استانداردهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد و عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ؛ اختلاف و انحرافات مشاهده شده ارزيابي و ميزان اهميت آن مشخص مي شود و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام  مي گيرد .       ( 15 )

19-  كنترل عبارت است از تصميم گيرها و برنامه ها از زمان اجراي آن ها و اقدامات لازم براي جلوگيري از انحرافات عمليات نسبت به هدف هاي برنامه و تصحيح انحرافات احتمالي به وجود آمده . ( 15 )

20 - كنترل حصول اطمينان از اين كه هدف ها و مقاصد سازمان همه روزه جامه ي عمل به خود . ( 12 )                                                                       21 - كنترل عبارت است از تعيين معيارهاي عملكرد براي افراد ، اندازه گيري عملكرد و مقايسه آن با معيارها ، و اقدام براي تصحيح نقاط ضعف و پرداختن به مسائل موجود .  ( 12 )

22- كنترل كردن وظيفه ي مديريتي ارزيابي كوشش كاركنان و انجام اقدامات اصلاحي براي حصول اطمينان بيش تر از دست يابي به  هدف هاي سازمان است . ( 12 )

23- عبارت است از ، مجموعه تلاشي منظم در جهت رسيدن به اهداف از پيش طراحي شده از طريق بازخور اطلاعات ، عمليات واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سپس تصحيح آن ها در راستاي اهداف . ( 16 )

24- كنترل فرايندي است كه عملكرد جاري را به منظور حصول اطمينان از اين كه منجر به وصول هدف هاي از پيش تعيين شده       مي شود ،  اندازه گيري مي كند . ( 16 )

25- كنترل به معني بازگردانيدن سيستم به شكل درست و مطلوب آن از طريق كارهاي تصحيح كننده كه يك جريان عملياتي و اجرايي مي باشد . ( 16 ) 

26- كنترل تلاشي است منظم با توجه به هدف هاي از پيش تعيين شده ، استانداردهاي عملكرد را مشخص  مي كند ، عملكرد واقعي را با معيارهاي معين مقايسه مي كند ، انحرافات و درجه اهميت آن ها را تعيين كرده و اقدامات اصلاحي را در صورت لزوم معمول مي دارد .  ( 16 )

27- كنترل تلاش منظمي است در جهت رسيدن به اهداف استاندارد ، طراحي سيستم بازخورد اطلاعات ، مقايسه اجزاي واقعي با استانداردهاي از پيش تعيين شده و سرانجام تعيين انحرافات احتمالي و سنجش ارزش آن ها بر روند اجرايي كه در بر گيرنده حداكثر كارايي است . ( 13 )

28- كنترل يعني بررسي ميزان تحقق اهداف برنامه در اجرا و بررسي دلايل عدم تحقق اهداف و انحرافات از برنامه . كنترل شامل مراحل ذيل مي باشد : 1- برپايي استانداردها و حدود انتظارات 2- ارزيابي عملكرد جاري نسبت به استانداردها و يا حدود انتظارات و تعيين انحرافات 3- اصلاح انحرافات .  ( 14 )

29- كنترل عبارت است از مقايسه عمليات پيش بيني شده با عمليات انجام شده در سازمان كه در صورت وجود اختلاف ، نسبت به اصلاح آن ها اقدام مي شود . يا اين كه كنترل تلاش منظمي است كه همواره فعاليت هاي انجام شده در سازمان را با معيار يا استاندارد كار ( اهداف ) مي سنجد . پس از سنجش مي توان سه حالت را مشاهده كرد :

1 ) عمليات با اهداف و برنامه هاي پيش بيني شده برابر است كه نشانگر فعاليت مطلوب سازمان است .

2 )  عمليات انجام شده كمتر از فعاليت هايي است كه در اهداف و برنامه ها پيش بيني شده است كه در اين صورت لازم است انحرافات ارزش گذاري شده و نقاط ضعف عمليات معلوم و اصلاح شود .

3 )  عمليات انجام شده بيش از طرح و برنامه ها باشد كه در اين صورت لازم است پس از مطالعه عوامل توفيق ، نسبت به اصلاح      برنامه ها و طرح هاي پيش بيني شده اقدام كنيم . ( 14 )  

30 - کنترل را مي توان فرايند بازبيني فعاليت ها براي کسب اطمينان از انجام فعاليت ها بر طبق برنامه دانست ، اين فرايند شامل اصلاح کردن هر کاستي چشم گير و انحرافي نيز مي شود . ( 3 )   

31 - کنترل و نظارت عبارت است از فعاليتي که ضمن آن نتايج مورد انتظار در قالب استاندادهاي انجام عمليات معين مي شوند ، سيستم دريافت اطلاعات طراحي مي گردد ، عمليات پيش بيني شده و انجام شده با هم مقايسه مي گردند ، اختلافات و انحرافات مشاهده شده و ارزيابي و ميزان اهميت آن ها مشخص مي شوند ، و سرانجام اصلاحات لازم براي تحقق هدف ها و ماموريت هاي سازمان انجام مي گيرند . ( 3 )

32 - کنترل و نظارت عبارت است از : ارزیابی تصمیم گیری ها و برنامه ها از زمان اجرای آن ها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدف های برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی به وجود آمده  ( همان طور که در این تعریف ملاحظه می گردد ، ارزشیابی جزيی از نظارت و کنترل به حساب می آید . ) .  ( 2 )

33 -  فراگرد كنترل‌ ميزان‌ پيشرفت‌ در جهت‌ هدف‌ها را اندازه‌گيري‌ مي‌كند و مديران‌ راقادر مي‌سازد كه‌ انحراف‌ از برنامه‌ را به‌موقع‌ تشخيص‌ دهند و اقدامات‌ اصلاحي‌ ياتغييرات‌ لازم‌ را به‌عمل‌ آورند .

هم‌چنين‌ ايشان‌ فراگرد كنترل‌ را شامل‌ چهار مرحله‌ مي‌داند:

1 )  تعيين‌ ملاك‌ها و روش‌هاي‌ سنجش‌ و اندازه‌گيري‌ فعاليت‌ها

2 ) نظارت‌ عملكرد و فعاليت‌ها و سنجش‌ و اندازه‌گيري‌ آن ها

3 ) مقايسه‌ي‌ نتايج‌ حاصله‌ از سنجش‌ عملكردها با ملاك‌ها و هدف‌هاي‌ تعيين‌شده ‌.

4 ) اقدام‌ براي‌ تصحيح‌ عملكردها.  ( 4 )

34 - كنترل مديريت حصول اطمينان از اثربخشي و كارايي استفاده از نيروي انساني است . ( 33 )

35- كنترل مديريتي فرآيندي است جهت حصول اطمينان از اينكه فعاليت هاي انجام شده با فعاليت هاي  برنامه ريزي شده مطابقت دارد . ( 34 )

36- كنترل مديريتي تلاشي منظم است براي تعيين استانداردهاي اجراي عمليات در جهت هدف هاي برنامه ريزي ، طراحي        سيستم هاي بازخورد اطلاعات ، مقايسه ي عمليات اجرا شده با استانداردهاي پيش بيني شده ، تعيين ميزان انحرافات و سنجش اهميت آن ها ، و اجراي هر اقدام ضروري براي اطمينان از اين كه با مؤثرترين ، و كارآمدترين شيوه از كليه ي منابع موجود براي تحقق        هدف هاي مشترك استفاده شده است . ( 34 )

37 –  كنترل : كنترل فعاليت ها و عملكردها به گونه اي كه در مسير استاندارد و تحقق هدف هاي سازمان باشد . ( 36 )

 

+ نوشته شده توسط Naseer Ahmad Sapand در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۵ و ساعت 9:35 |